زندگی عشق است و عشق افسانه نیست...انکه عشق را افرید دیوانه نیست...عشق ان نیست که کنارش باشی...عشق انست که به یادش باشی...
حالا من موندم و یه رمان مشکی....حالا دیگه من هیچ رویایی ندارم...فقط منتظرم که زودتر بمیرم...خدایا منو ببر راحت شم...دیگه خسته شدم...کمکم کنین من باید برم؟اگه رفتم میدم وب رو یه نفر یگه بنویسه...شاید بدون خدافظی رفتم...من یه عاشقم...یه عشقه یه طرفه...نمیدونین لحظه به لحظه زندگیم با ارزوی مرگ میگذره...ترخدا کمکم کنین راهو اشتباه نرم...سرنوشت چه بود که با خطه بدش این را برایم نوشت.... i think suicide is better than life...oh help me...my love...my heart is rending...my heartbeat stoped...oh...god say goodbye...
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:59 توسط zohal
|